پای غذا به برنامهریزی شهری باز شد
شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ با ترکیب راهکارهایی مانند کشاورزی پشتبامی، مزارع عمودی، باغهای اجتماعی و شبکههای غذایی محلی، در حال ایجاد سیستمهای غذایی تابآورتر هستند.
به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، با رشد روزافزون شهرها، امنیت غذایی به بخش مهم برنامهریزی شهری تبدیل میشود. شهرها تنها مکانهای مصرف غذا نیستند؛ آنها مراکز اصلی توزیع، فرآوری، خردهفروشی، تولید پسماند و تولید غذا نیز هستند. برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) تخمین میزند که بیش از ۷۰ درصد غذای تولیدشده در جهان در شهرها مصرف میشود که این موضوع، مناطق شهری را برای آینده سیستمهای غذایی حیاتی میکند. این در حالی است که تغییرات اقلیمی نیز زنجیرههای تأمین غذایی را آسیبپذیرتر میکند. گرمای شدید، خشکسالی، سیل و سایر فجایع طبیعی میتوانند بر تولید کشاورزی، تأثیر بگذارند و قیمت مواد غذایی را افزایش دهند. گزارش مشترک سازمان خواربار و کشاورزی (FAO) و سازمان هواشناسی جهانی (WMO) در سال ۲۰۲۶ هشدار داد که گرمای شدید هماکنون محصولات کشاورزی، دام و معیشت افراد را در بسیاری از مناطق تهدید میکند. در واکنش به این وضعیت، شهرها در حال آزمایش مزارع پشتبامی، کشاورزی عمودی، شبکههای غذایی محلی، باغهای اجتماعی و کاهش پسماند غذایی هستند. هدف از این کار، تولید غذای موردنیاز یک شهر بهصورت محلی نیست، بلکه ایجاد سیستمهای غذایی است که تابآورتر، متنوعتر و دردسترستر باشند.

کشاورزی پشتبامی؛ تبدیل فضاهای بدوناستفاده به تولید غذا
یکی از سادهترین رویکردها، استفاده از پشتبامها برای کشت مواد غذایی است. پشتبامهای مسطح ساختمانهای آپارتمانی، سوپرمارکتها، مدارس، رستورانها و ساختمانهای عمومی، میتوانند به طور بالقوه، به فضاهایی مولد برای کشت سبزیجات، گیاهان معطر و سایر محصولات، تبدیل شوند. کشاورزی پشتبامی میتواند مزایای زیادی به همراه داشته باشد. این شیوه میتواند فاصله میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را کاهش دهد، غذای تازه برای افراد فراهم کند، فضاهای اجتماعی ایجاد کند و به تنوعزیستی شهری، کمک کند. در بعضی موارد، پوشش گیاهی میتواند به کاهش گرمای ساختمانها نیز کمک کند. شهرها بهطور فزایندهای پشتبامها را بخشی از استراتژیهای گستردهتر غذای شهری میدانند، نه پروژههای باغبانی مجزا. نتایج پژوهش های سال ۲۰۲۶ نشان میدهد کشاورزی پشتبامی و کشاورزی یکپارچه با ساختمان، میتواند مکمل سایر اشکال کشاورزی شهری باشد، بهویژه در جایی که زمین کمیاب است.
کشاورزی عمودی؛ رشد رو به بالا
کشاورزی عمودی یکی از پیشرفتهترین رویکردهای فناورانه در تولید غذای شهری است. بهجای کشت محصولات در مزارع افقی گسترده، گیاهان در لایههای چیدهشده، کشت میشوند که اغلب از روشهای هیدروپونیک، ایروپونیک یا سایر سیستمهای بدون خاک، استفاده میکنند. محیطهای داخلی کنترلشده میتوانند دما، رطوبت، نور، مواد مغذی و آب را تنظیم کنند. این امر تولید بعضی محصولات را در طول سال ممکن میسازد و وابستگی به شرایط آبوهوایی بیرونی را کاهش میدهد. تحقیقات سال ۲۰۲۶ نشان میدهد کشاورزی عمودی و شهری میتواند بهرهوری استفاده از زمین و آب را بهبود بخشد و تولید پایدارتری، بهویژه در مناطق پرجمعیت، فراهم کند، اما این پژوهش محدودیتهای مهمی از جمله نیاز به سرمایه و انرژی بالا، پیچیدگی فنی، تنوع محدود محصولات و چالشهای نظارتی را نیز برجسته میکند. این امر به آن معناست که مزارع عمودی، جایگزین کشاورزی متعارف نمیشوند، بلکه آنها بهعنوان اجزای یک سیستم غذایی شهری متنوع، بهویژه برای محصولات تازه و باارزش بالا مانند سبزیجات برگدار و گیاهان معطر، دیده میشوند.

کشاورزی شهری و تولید غذای اجتماعی
همه اشکال کشاورزی شهری به فناوری پیچیده نیاز ندارند. باغهای اجتماعی (community gardens)، زمینهای کوچک تخصیصیافته، باغهای مدرسه و مزارع کوچک میتوانند مزایای مهم اجتماعی و تغذیهای فراهم کنند. سازمان خواربار و کشاورزی (FAO) کشاورزی شهری و حومه شهری را راهی برای بهبود دسترسی به غذای تازه و مغذی معرفی میکند، ضمن اینکه این نوع کشاورزی، اشتغالزایی میکند و اقتصادهای محلی را تقویت میکند. برای مثال، شهرهای عضو پیمان سیاست غذایی شهری میلان در حال اجرای پروژههایی از کشاورزی شهری و کارآفرینی غذایی محلی گرفته تا وعدههای غذایی مدرسه، بازارهای غذا و کمپوستسازی پسماند آلی هستند. این شبکه اکنون شامل ۳۳۰ شهر با جمعیتی حدود ۵۵۰ میلیون نفر است.
تقویت شبکههای غذایی محلی
امنیت غذایی تنها به معنای کشت سبزیجات در محدوده شهرها نیست. یک شهر هرگز نمیتواند بهطور واقعبینانه تمام گندم، برنج، گوشت، روغنها و سایر کالاهای موردنیاز جمعیت خود را تولید کند. در نتیجه، یکی از روندهای مهم در سال ۲۰۲۶ ایجاد شبکههای غذایی منطقهای-شهری است که مصرفکنندگان شهری را با کشاورزان، بازارها و توزیعکنندگان نزدیک به هم پیوند میدهد. شهرها میتوانند از بازارهای کشاورزان، تأمین محلی، مراکز غذایی، زنجیرههای تأمین کوتاه و زیرساختهای انبارداری بهبودیافته، حمایت کنند. نهادهای عمومی مانند مدارس، بیمارستانها و امکانات شهرداری نیز میتوانند غذای بیشتری از تولیدکنندگان منطقهای، خریداری کنند. پیمان سیاست غذایی شهری میلان بهطور خاص بهبود زیرساختهای انبارداری، فرآوری، حملونقل و توزیع میان شهرها و مناطق پیراشهری و روستایی نزدیک را توصیه میکند. این رویکرد تعادلی ایجاد میکند که شهرها بخشی از غذای خود را بهصورت محلی تولید میکنند، در حالی که ارتباطات متنوعی با مناطق کشاورزی اطراف حفظ میکنند.

مقابله با پسماند غذایی از طریق یک سیستم غذایی چرخشی
شاید یکی از بزرگترین فرصتها، تولید غذای بیشتر نباشد، بلکه هدررفت کمتر غذایی است که قبلاً تولید شده است. شاخص پسماند غذایی UNEP تخمین میزند که ۱.۰۵ میلیارد تن غذا در سال ۲۰۲۲ هدررفته است، که معادل حدود یکپنجم غذای در دسترس مصرفکنندگان است. خانوارها حدود ۶۰ درصد از این پسماند را تشکیل میدهند و پس از آن خدمات غذایی و خردهفروشی، قرار دارند. بنابراین شهرها در حال آزمایش برنامههای نجات غذایی، جمعآوری پسماند آلی، کمپوستسازی، هضم بیهوازی، مدیریت بهبودیافته رستورانها و بازتوزیع غذای مازاد هستند. در سال ۲۰۲۶، سازمان خواربار و کشاورزی و پیمان سیاست غذایی شهری میلان، طرح جدیدی را راهاندازی کردند که بهطور خاص بر کمک به شهرهای قارههای آسیا-اقیانوسیه برای کاهش اتلاف و پسماند غذایی از طریق راهنمایی فنی و همکاری میان شهرها، متمرکز است.
سیستمهای غذایی شهری متصل
جدیدترین پژوهشها نشان میدهند که امنیت غذایی شهری نباید تنها بهعنوان ساخت مزارع عمودی بیشتر شناخته شود. مدل قویتر، یک سیستم غذایی یکپارچه است که تولید، توزیع، مصرف، مدیریت پسماند، سازگاری با اقلیم و سیاست اجتماعی را به هم پیوند میدهد. سازمان خواربار و کشاورزی توصیه میکند که سیستمهای غذایی شهری، شونداز جایی که غذا سرچشمه میگیرد و همچنین چگونگی جابهجایی آن گرفته تا اینکه چه کسانی به رژیمهای غذایی سالم و مقرونبهصرفه دسترسی دارند، بهصورت کلی بررسی شود. بنابراین در سال ۲۰۲۶، شهرها بهسمت مدلی چرخشیتر حرکت میکنند؛ پشتبامها غذا تولید میکنند، مزارع عمودی، محصولات محیط کنترلشده فراهم میکنند، باغهای اجتماعی، دسترسی محلی را تقویت میکنند، کشاورزان منطقهای، غذای مورد نیاز شهرها را تأمین میکنند و پسماند غذایی بهجای یک بار، به یک منبع تبدیل میشود. هدف از این کار، خودکفایی کامل غذایی نیست، بلکه هدف ایجاد شهرهایی است که برای شوکهای اقلیمی، اختلالات زنجیره تأمین، افزایش هزینههای غذایی و نابرابری، آمادهتر باشند. سیستمهای غذایی شهری در حال تبدیلشدن به بخشی ضروری از برنامهریزی شهرهای تابآور هستند و موفقترین شهرها آنهایی خواهند بود که غذا را نه بهعنوان بخشی جدا، بلکه بهعنوان جزئی بنیادین از زیرساخت شهری، در نظر بگیرند.
