هر چیزی که یک «پایگاه اسطورهای»، الگویی یا استعاری و تمثیلی دارد نباید به سادگی مصرف شود/ هر اثری را صرفاً به دلیل داشتن چند ویژگی ظاهری ذیل عنوان «سینمای شاعرانه» قرار ندهیم
سینماپرس: «داریوش مودبیان» با انتقاد از جریانی که درصدد احیای سینمای روشنفکری و چپگرای جشنوارهپسند با عنوان «سینمای شاعرانه» در ایران است، گفت: وقتی از سینمای شاعرانه یا هر مفهوم زیباییشناختی دیگری صحبت میکنیم، باید دقیق باشیم و هر اثری را صرفاً ...
«داریوش مودبیان» بازیگر سینما و تئاتر، کارگردان و فیلمنامه نویس در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس به تعریف ماهیت شاعرانگی در سینما پرداخت و با انتقاد از تعاریف مطرح شده در مورد این گونهء سینمایی اظهار داشت: این تعاریف، تعاریف روزنامهای است و من چندان این نوع طبقهبندی را نمیپسندم. سینمای شاعرانه، بله؛ سینما هم مثل همه هنرها به شعر نزدیک میشود، اما این شعر به معنای نظم یا شاعری نیست.
وی افزود: شاید آن چیزی که ارسطو در «فن شعر» درباره هنر شاعری یا «بوطیقا» میگوید، همین باشد؛ اینکه همه هنرها به شعر نزدیک میشوند، چون شاعر خلق میکند و شاعر، آفرینشگر است و این آفرینش میتواند تأثیری ماندگار و همیشگی داشته باشد.
مودبیان در پاسخ به این پرسش که برخی افراد هر اثری را به سینمای شاعرانه نسبت میدهند. آیا با این نگاه موافقید؛ بیان کرد: نه، باید خیلی دقیق بود. ببینید، اگر هر پدیدهای را بازاری کنید، از قدرتش میاندازید و آن را از شکل و معنای اصلی خودش خارج میکنید. بارت یک حرفی دارد؛ میگوید اگر یک اسطوره را تبدیل به یک مارک یا ابزار تبلیغاتی و تجاری کنید، از قدرت آن اسطوره کم میکنید.
او ادامه داد: یک روز درباره «اطلس» در اسطورههای یونانی صحبت میکردیم؛ شخصیتی که زمین را بر دوش خود حمل میکند و برای ادامه این حرکت رنج میبرد. در ایران یک روغن نباتی به نام «اطلس» تولید کرده بودند که البته روغن چندان خوبی هم نبود، اما یک تابلوی نئون بسیار بزرگ در چهارراه مخبرالدوله نصب کرده بودند که تصویر اطلس را نشان میداد که زمین روی دوش او قرار گرفته است.
وی افزود: بعد از مدتی، قدرت و معنای اسطورهای اطلس در ذهن مخاطب به چیزی بسیار سطحی و بازاری تبدیل میشود و سطح آن پایین میآید. البته این مثال من بسیار ابتدایی است، اما باید توجه داشته باشیم که هر چیزی که یک پایگاه اسطورهای، یک پایگاه الگویی یا یک پایگاه استعاری و تمثیلی دارد، نباید به سادگی مصرف شود.
این سینماگر بیان کرد: مثلاً در برخی نمایشهای کودکانه یا آثار سیاسی، شیطان حضور دارد؛ یک نفر لباس شیطان میپوشد، وارد صحنه میشود، بعد هم او را مسخره میکنند و میخندند. این کار، رابطه ما را با یک اسطوره و یک حرکت اسطورهای قطع میکند و آن را به شکلی سخیف و سطحی عرضه میکند.
«داریوش مودبیان» در پایان این گفت و گو با انتقاد از جریانی که درصدد احیای سینمای روشنفکری و چپگرای جشنوارهپسند با عنوان «سینمای شاعرانه» در ایران است، خاطرنشان ساخت: وقتی از سینمای شاعرانه یا هر مفهوم زیباییشناختی دیگری صحبت میکنیم، باید دقیق باشیم و هر اثری را صرفاً به دلیل داشتن چند ویژگی ظاهری، ذیل عنوان سینمای شاعرانه قرار ندهیم.